متن آهنگ ( امیر تتلو به نام من به تو یه حس جدا دارم قلبتو مثکه خدا دادم )

متن آهنگ امیر تتلو من به تو یه حس جدا دارم قلبتو مثکه خدا دادم

میتوانید در ادامه مطلب متن ترانه زیبای امیر تتلو – من به تو یه حس جدا دارم قلبتو مثکه خدا دادم رو مشاهده کنید

دانلود آهنگ مهمونی امیر تتلو

متن آهنگ امیر تتلو به نام من به تو یه حس جدا دارم قلبتو مثکه خدا دادم

یه وقتاییم همه چی هواس نمیبینمش اما یکی از چهار انصر اصلیه

هع یک یک دو دو هشت شدی پاییز من شدی بهار من

با تو نه شب بده نه دلم داره غم شدی خورشید غم تو شدی ماه من

تو شدی راهبه ام فانوس راه من شدی رفیق من تویی همه چیز من

تو شدی صلحم و جنگ و ستیز من تناسخ بین ما غوغاشو کرده

روح من در تو و جون من پره ازمن تنفس میکنه قلبم نگاتو تتو دلم تنها تری حتما

از این سنگین ترم میشه جهان جهان حس میکنم من رد هر پاتو

که شعله ور شده با من همه آتیش چشماتو زمین پاتو

من به تو یه حس جدا دارم قلبتو مثکه خدا دادم

بودنت بهشتمه و دوری تو شده خب مثل مجازاتم

من به تو معتاد و بیمارم اونی که دوستش داشتمو رفت

روحش حالا تو توئه میدونم اون از دست دادش منو تو شدی عین خود دیووونم

تو هم از اون کامل تری هم منو بهتر میفهمی میگیره پیشم خوابت سریع

شبیه منی بیشتر بی تردید حس میکنی هر حرکت منو تو حضورت برکته نرو

با تو دارم برگ برنده رو پرواز دادی منه پرنهد رو

با تو همه روزا قشنگ روپام و گنگ ولی دردسرو

بیخیالم میپیچونم هرچی دختر پسرو هرکی دیدی فازش منفیه

تو رو خدا سمتش نرو منم عین تو خب واسم نی بیخود نمیگردم سطح شهرو

طبیعت مارو واسه هم ساخت حسش کن تقدیر رو

شدی وقت و روزو تقویممو همه جا پیشمی تقریبا و

جز من هیچی جلو چشمات نی نمیبینی بقیه رو

جز من با کسی گرم نمیگیری محل نمیدی غریبه رو

نگران پیشرفتمی نگران پیشرفتتم دوست داری بیشتر بگم

لب تر کنی پیش مرگتم من از دیوانه ها دیدم هزاران عاقل مرده

من از عشقت شدم شاعر یه عاشق یه قسم خورده

من از این زمزمه خوبم من از این جمله ها شسته

تناسخ در تو رخ داده شدی کامل شدی قابل شدی پخته

قشنگه عشق من چشماش پر از پاکی و نوره

به احترامش دلم قفله لبم بستس چشم کوره

میزنی سازو میرقصم میکنی نازو میدونم

که سری از همه دنیا من فقط با تو میمونم توی چشماتو میخونم

میدی جلون و میشینم به تماشای عبورت پره دلگرمی با تو چقده تاب ظهورت

من یه شب دست به موهای حریر تو کشیدم

و هزار شب خواب اون تصویرو دیدم من به تو هستیمو میدم

من یه هفته است خمار تو نشستم پشت شیشه نسخی پس به تو میدم

تو چرا از من برنجی من که خب هرچیزی که هست به تو میگم

توگل سرسبد شهر منی تو پاز معجزه شهریوری

تو خودت روزی و هر روزمو تا شب میبری تو خود انگیزمی

تو خودت دامنه ی دنیامنو دامن میزنی با خودت دنیامو حتی زیر دامن میبری

تو خودت از سایه ها رنگی ترین نفرتو از این دل من میکنی

به بلندای حضور تو شدم محو و شدم مست

به گوارای لبای تو شدم وصل نگاهت من پر از

خستگی دقایق بودم و چنگ زدم از قصد به تو اندام شقایق

اشتراک گذاری مطلب