رفتن به نوشته‌ها

متن آهنگ ( محمد اصفهانی به نام در عشق نمیدانم درمان دل خویش خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست )

متن آهنگ محمد اصفهانی در عشق نمیدانم درمان دل خویش خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست

میتوانید در ادامه مطلب متن ترانه زیبای محمد اصفهانی – در عشق نمیدانم درمان دل خویش خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست رو مشاهده کنید

متن آهنگ محمد اصفهانی به نام در عشق نمیدانم درمان دل خویش خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست

جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
سوگند خورم من که به جای تو کسم نیست
امروز منم عاشق بی مونس و بی یار
فریاد همی خواهم و فریادرس ام نیست
فریاد همی خواهم و فریادرس ام نیست
در عشق نمیدانم درمان دل خویش
خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست
خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم
از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست
از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست
بی روی گل های چمن خار شمارند
در گلشن وصل تو غم از خار و خسم نیست
هر شب به سر کوی تو آیم من بی دل
آری صنما محنت عشق تو بسم نیست
آری صنما محنت عشق تو بسم نیست
در عشق نمیدانم درمان دل خویش
خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست
خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم
از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست
از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست
منتشر شده در سرگرمی

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *